السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1178

تعليقات نقض ( فارسى )

قسما ببكّة و الحطيم و زمزم * و الراقصات و سعيهنّ الى منى بغض الوصي علامة معروفة * كتبت على جبهات اولاد الزنا من لم يوال من « 1 » البريّة حيدرا * سيّان عند اللّه صلّى أم زنا فردوسى گفته : بدل هر كه بغض على كرد جاى * ز مادر بود عيب آن تيره راى و له أيضا : نباشد بجز بىپدر دشمنش * كه يزدان بسوزد به آتش تنش محمّد بيرم گفته : محبّت شه مردان مجو ز بىپدرى * كه دست غير گرفته است پاى مادر او از حسن كاشى است : ولاى مرتضى دانى كه را نيست * هر آنكس را كه مادر پارسا نيست اگر اصلش درست و راست باشد * دلش را ميل با پاكان چرا نيست خطاى مادر اندر وى اثر كرد * صواب است اينكه مىگويم خطا نيست نيكو گفته است آنكه گفته : رو از براى سر خويش تاج زر مىآر * ز خاكپاى جوانمرد وال من والاه ز دل عداوت او دور دار تا نخورى * ز تيغ لفظ نبى زخم عاد من عاداه گواه پاكى اصلت ولاى شاهى دان * كه بر كمال معاليش « هل أتي » است گواه قاضى شوشترى ( ره ) در مجالس المؤمنين در آخر مجلس چهارم در ترجمهء أبو الأسود ظالم بن عمرو الدئلي البصرى گفته ( ص 325 - 326 ج 1 چاپ اسلاميّه ) : « و صاحب كشّاف در كتاب ربيع الابرار اين دو بيت را از أبو الأسود نقل نموده : أمفنّدي في حبّ آل محمّد * حجر بفيك فدع ملامي او زد من لم يكن بحبالهم متمسّكا * فليعترف بولادة لم ترشد مراد از « مفنّد » « 2 » ملامت كننده است . يعنى اى ملامت كنندهء من در دوستى آل

--> ( 1 ) - احقاق : « فى » . ( 2 ) - بصيغهء اسم فاعل از « تفنيد » مصدر باب تفعيل .